

در استخدام نیروی کار و کارمندی و از این قبیل در آموزش وپرورش و غیره اغلب اخیرا شرط بومی بودن لحاظ می شود مگر اینکه تخصص لازم در منطقه وجود نداشته باشد منظور از بومی وغیر بومی در سمتهای مدیریتی است که نباید تعصب بیجا به خرج داد بعضا مدیران غیر بومی بهتر عمل می کنند برخلاف برخی مدیران بومی دستگاه تبلیغاتی به راه نمی اندازند حتی در کشورهای پیشرفته هم اینچنین است که مدیران ارشد بواسطه بومی بودن سرکار نمی آیند هنر مدیریت را دارند
اتفاقاهمون مدیرغیربومی،پاش که توپستای مدیریتی بازشدوجاپاش محکم شدهمین بومیارم که میندازدبیرون ازابدارچی تاکارگرساده روازولایت خودش میاره نمونشو زمانیکه فولادومیخواستن به خوروش اصفهونی بفروشن دیدیم یاتوشرکتای راهسازی مدیرکارگاه کوردولروقتی دیدکارگرمیانالی بدلیل ندادن مطالباتش رفته ازشرکت شکایت کرده،هرچی اصفهانی و لروکوردوشمالیه ریخته بوداونجاتوکه خبرنداری.موندم تبریزی که همون بناب وشهرصنعتی سهندش صدبرابرفولادمیانه کارخونه داردباچه بیشرمی چشم حسودشودوخته اومده دوزارحقوق بخورنمیرمیانالی روازجیبش دربیاوردمعلومه بکمک بیتعصبای مثل این چندنفرتوگروه یاباغیربومی فامیلشدن یا دورگه هستن،یادمه تواعلام بارتبریزوقتی مسولش خواست به میانالی بارفولادبده تبریزیاریختن سرش گفتنکه تومگرتبریزی نیستی به غربتی میانالی بارمیدی.اونموقع یادشماواینانیوفتادبگیدمیانالی برادرهمزبان وهم استانی تبریزیاس.فقط موقع بردن حساب بانکی فولادبه تبریزشدیم هم استانیشون،باورکن وقتی اینرفتارارومیدیدم آرزومیکردم کاش میانه یااستان میشدیابه زنجان ملحق میشدیابهمراه خلخال جزوگیلان میشدازشراین تبریزیای حسودراحت میشدیم

من به عنوان یک میانه ای ترجیح می دهم یک کرد یا یک لر از طریق ازمون و با شایستگی وارد فولاد یا هر کارخانه و ارگان در شهرم شود.
تا یک میانالی با سفارش و پارتی و اشنا بازی وارد همان ارگان شود.

میانه ایها با استعداد هست و در هر جای کشور و یا حتی دنیا موفق باشند باعث افتخار همشهریان می باشد به میانه ای بودن خود افتخار می کنیم این عزیزان از خانواده های معمولی در میانه هستند که با زحمت و تلاش خودشان به مدیر عاملی بزرگ ترین شرکت های کشور رسیده اند و اشخاص دیگری از همشهریان هم هستند که بسیار موفق می باشند و تعداد آنها در تهران کم نیست و همگی از خانواده های ساده و متوسط میانه و حومه هستند که به برکت نظام و تلاش شبانه روزی خودشان به این شرایط و جایگاه شغلی رسیده اند و تجربه خوبی در این سالها کسب کرده اند که کشور ایران زمین به تجربیات و سواد و دانش و تخصص این عزیزان احتیاج دارد.
سعید فایقی
خسرو مختاری
جمشید قنبری ممان
سیدحسین هاشمی
شهاب چاووشی
احد باقرزاده
اکبری در زیر ساخت مخابرات
رضا میثاقی
حسنعلی قنبری ممان
سخاوت اسدی در نفت
سعید محمدحسینی
سلیمانی سایپا
صادق نایبی
اکبر هاشمی
وحیدزاده تراکتورسازی
رضا ملکی تعزیرات
محمد کیافر
ابوالفضل روحانی
سعید سیدصدری
رحیم میدانی
یوسف بهتری
یوسف کرمی
بهنام محمودی
رضا شیخ الاسلامی
مهدی احمدی میانجی
مرتضی اشراقی
حسن بابایی
مهدی میرزایی
حسینجانی ثبت شرکتها
ناصر محمدی
مهدی آریانا
مهران احدی
مصطفی مولوی
نوبخت قره داغی
عادل نجفی
و سایر عزیزان نخبه میانه ای


من تا هفت پشت و پدر و پدربزرگانم بچه کوچه کتانی پشت بازار میانه بودند در کل دانشگاه آزاد میانه جز 10 نفری هستم که از طریق آزمون استخدامی استخدام شده ام از بین این ده نفر 2 نفر هم غیر بومی بودند. سه نفر این مدیران که در متن معرفی شده اند و در مقامات بالا هستند در محل خدمتشان غیر بومی هستند واین حرف شما را نقض می کند تبریز رو با شما موافقم ولی در تبریز هم مدیران ارشد زیادی داشتیم ولی در اصفهان و جاهای دیگه خیلی میانه ای ها رو می شناسم که غیر بومی استخدام شده اند و در مقامات بالا احتمالا آقای مهندس نائبی خیلی بیشتر از من این عزیزان رو بشناسند و معرفی نمایند در مقطعی که در تهران و خود سازمان به عنوان مامور کار می کردم خیلی میانه ایها آنجا بودند همین الان آقای دکتر اجلی همکار و دوست گرامی من سمت بالایی در دانشگاه آزاد دارند و چند همکار و هیات علمی دانشگاه که تبریزی هستند نیز سمتهای بالایی در سازمان ما دارند دکتر فرمند اگر یادتان باشد معاون پارلمانی سازمان بودند. همین الان که این متن را می نوشتم یکی از کار دانشجویهای سابقمان به نام ح ن از تبریز اومده بود و دکتری دارد در وزارت صمت در تبریز استخدام شده است. بنده دیدگاهم این است شایسته سالاری باید جایگزین پارتی بازی بشود بومی اولویت دارد من هم موافقم چرا دوست دارید کسی رو که یک دیدگاهی می دهد که خوشتون نمیاد یک برچسب بچسبانید؟
صحبتم باافرادبیتعصب بشهروهمفکران شماس،میانه راکدفسقلی باتهران واصفهان فرقدارداونجاهزاران کارخونه وفرصت شغلی هس که جوان بومی اونجاشایدشغل دولتی باحقوق کم رونپسنددحرفم سراینه توشهرفسقلی که جوانش ازفرط فلاکت میره توجنوب کشورگچکاری وکارگرساختمانی،همونجاازبسکه کارخونه زیادوجمعیت کمه.پرسنل بومی کم میارن چون بومی اونجا به هرشغل کم درامدکارگری راضی نمیشه،اماتمام مشاغل حتی مشاغل سطح پایین پتروشیمیاروبه ترکزبان شهرای فسقلی مثل میانه عمرانمیدن به لروشمالی وکوردولک میدن.اماتومیانه فسقلی که ده تاکارخونه مطرح نداردملتش نون ندارن دربدرجنوب براکارگرین،تبریزی ومراغه ای ومیاندوابی وحتی لروکوردوشمالی بکمک افرادبیتعصبی مثلشما باچه وقاحتی میان مشاغل پردرامدودرفولادودوتاکارخونجات اینجارو صاحب میشن درحالیکه توهمون فولادبناب مشاغل کارگری ساده که هیچی، حتی تواعلام بار،حتی باربه تریلی دارمیانالی نمیدن،اونوقت همین جماعت شهرای دیگرحتی فارسولروکوردکه بهمت برخی بیتعصبای میانالی پاشون بشهرمون بازشده که حتی باهاشون وصلتهم کردن،باعثشده تبریزی ومراغه ای ومیاندوابی واردبیلی ومرندی اومده شده اقابالاسرمیانالی توشهرمیانه فقیرفسقلی به بومی میانالی گردن کلفتی میکنن مقصرشم همفکران بیتعصب شمان،تعصبی به همشهریشون ندارن،میانالی کجافرارکنه ازدست تبریزیای ملیاردرطماع وحسودکه باوجودهزاران فرصت شغلی توشهرشون،بهمت بیتعصبای میانالی اندک فرصت شغلی میانه روازدست مردم بومیش درمیارن.حتی توبانکام باوقاحت میان شاغل میشن.توهمون دانشگاه ازادمیانه،غیربومی به چه حقی اومده شاغل شده.


میانه خودش مهاجرفرستترین شهرایرانه.توکه میگی ادم شایسته غیربومی بره سرکار،بنظرت تواصفهان وتبریزوکرمان وبوشهروبندرعباس میذارن یک میانالی مثلتو درازمون استخدامی شرکتاوکارخانجات بزرگ مثل فولادوفراوری مس وپتروشیمی وپالایشگاه اونا،حتی پاتوبذاری چه برسدبه اینکه بانمره برابر،بومی اونجاروبذارن کناروتوروبردارن ،اینطرزفکرمزخرف همزبانی وفلان ازطرف تبریزیا فقط یک کلکه براچاپیدن تهمونده منابع شهرمون مثلا حساب بانکی فولادوبردن تبریزیابخورن،توهمون فولادبستان ابادخیلی بتوی میانالی افتخارهمزبانی بدن افتخارعملگی ساده روبهت میدن،اونوقت تبریزی ومراغه ای وشمالی ولروکوردوشرکتای غیربومی میارن فولادوسایرشرکتاوحتی پروژه های عمرانی میانه، بالاسرت باحقوقای بالابعنوان مهندس پروژه وسرپرست،اماتوشهرخودت فقط افتخارنگهبانی وعملگی ساده روتوکارخونه شهرت اونم باپارتی بهت میدن.مشخصه غیربومی هستی
در استخدام نیروی کار و کارمندی و از این قبیل در آموزش وپرورش و غیره اغلب اخیرا شرط بومی بودن لحاظ می شود مگر اینکه تخصص لازم در منطقه وجود نداشته باشد منظور از بومی وغیر بومی در سمتهای مدیریتی است که نباید تعصب بیجا به خرج داد بعضا مدیران غیر بومی بهتر عمل می کنند برخلاف برخی مدیران بومی دستگاه تبلیغاتی به راه نمی اندازند حتی در کشورهای پیشرفته هم اینچنین است که مدیران ارشد بواسطه بومی بودن سرکار نمی آیند هنر مدیریت را دارند


من تا هفت پشت و پدر و پدربزرگانم بچه کوچه کتانی پشت بازار میانه بودند در کل دانشگاه آزاد میانه جز 10 نفری هستم که از طریق آزمون استخدامی استخدام شده ام از بین این ده نفر 2 نفر هم غیر بومی بودند. سه نفر این مدیران که در متن معرفی شده اند و در مقامات بالا هستند در محل خدمتشان غیر بومی هستند واین حرف شما را نقض می کند تبریز رو با شما موافقم ولی در تبریز هم مدیران ارشد زیادی داشتیم ولی در اصفهان و جاهای دیگه خیلی میانه ای ها رو می شناسم که غیر بومی استخدام شده اند و در مقامات بالا احتمالا آقای مهندس نائبی خیلی بیشتر از من این عزیزان رو بشناسند و معرفی نمایند در مقطعی که در تهران و خود سازمان به عنوان مامور کار می کردم خیلی میانه ایها آنجا بودند همین الان آقای دکتر اجلی همکار و دوست گرامی من سمت بالایی در دانشگاه آزاد دارند و چند همکار و هیات علمی دانشگاه که تبریزی هستند نیز سمتهای بالایی در سازمان ما دارند دکتر فرمند اگر یادتان باشد معاون پارلمانی سازمان بودند. همین الان که این متن را می نوشتم یکی از کار دانشجویهای سابقمان به نام ح ن از تبریز اومده بود و دکتری دارد در وزارت صمت در تبریز استخدام شده است. بنده دیدگاهم این است شایسته سالاری باید جایگزین پارتی بازی بشود بومی اولویت دارد من هم موافقم چرا دوست دارید کسی رو که یک دیدگاهی می دهد که خوشتون نمیاد یک برچسب بچسبانید؟
سلام.اصل شایسته سالاری، کارآمدی و تخصص گرایی در همه جا یک اصل اساسی در انتصاب و انتخاب افراد مستعد برای سیستم های علمی ، صنعتی و خدماتی هست و بنظر اینجانب در شرایط برابر از نظر شرایط گفته شده در بالا می توان افراد بومی را در اولویت قرار داد و در غیر اینصورت انتخاب افراد با نگاه بومی ظلم به آن مجموعه ها و جامعه خواهد بود.وقتی کسی از نظر سواد و علم و دانش و رفتارهای اجتماعی در مرتبه پایبنی قرار گرفته باشه ولی چون بومی هست در محیط های علمی و صنعتی بکار گرفته بشه اول ظلم به خودش صورت گرفته و در مراحل بعدی ، محیط های شغلی مورد نظر و درنهایت جامعه متضرر خواهد شد.یک مثالی بزنم خواهشا ناراحت نشین من کسی را می شناسم دوره دبیرستان در دروس ریاضی نمره ۱۰ از ایشان ندیدیم ولی هم اکنون استاد دانشگاه آزاد میانه هستن.اگر این مثال فقط یک مورد باشد آدم زیاد ناراحت نمیشه ولی تا دلتان بخواهد از این مثالها در سایر محیط های علمی و صنعتی و ... میشه زد.وزیر نیرو کنونی قبلا یک دوره ای وزیر صنعت بودن در یک برنامه تلویزیونی فرق خودرو هیبریدی و برقی را نمی دونست ولی در حال برنامه ریزی استراتژیست برای خودروهای برقی بود.لذا اینجانب منکر حضور برخی افراد مستعد در برخی مناصب نیستم ولی به جرات می توان در سیستم کنونی : شایسته سلاری، تعهد کاری، توانمندی و سلامت نفس : معیاری برای انتخاب و گزینش نیست.


هر سه بزرگوار و دوستان بسیار گرامی باعث افتخار همشهریان هستند و در خدمت صنعت کشور در مقام مدیر عاملی مجموعه های بزرگ صنعتی و خودروسازی حضور دارند انشاالله خودروسازی در ایران ارتقاء پیدا کند و در بازار جهانی بتواند رقابت کند.
اطلاع دارم دوستان عزیز در مقام خود شبانه روزی زحمت میکشند و خادم ملت و کشور هستند هم علم و دانش و تخصص دارند و هم تجربه و هم پشتکار و تلاش ، اگر بتوانند و اگر قانون اجازه دهد بخشی از قطعه سازی کارخانه تحت مدیریت خود را به زادگاه خودشان میانه منتقل کنند کار بزرگی در حق جوانان میانه انجام داده اند. آرزوی سلامتی و توفیق روزافزون داریم.
با سلام و احترام
در صنایع پیچیدهای همچون خودروسازی، حضور همزمان سه مدیرعامل توانمند و برخاسته از یک خاستگاه جغرافیایی واحد در رأس بنگاههای استراتژیک کشور، فراتر از یک افتخار بومی، نشانهای آشکار از یک جریان فکری و مدیریتی منسجم در کشور است. هدایت همزمان شرکت رادیاتور ایران توسط جناب آقای اکبر هاشمی، هلدینگ تراکتورسازی ایران توسط جناب آقای وحیدزاده و شرکت قالبهای بزرگ صنعتی سایپا توسط جناب آقای نائبی، مثلثی راهبردی از سنخ مدیریت از کف کارخانه را شکل داده است. این که ثبات و توسعه این سه مجموعه بزرگ صنعتی در شرایط کنونی، حاصل مدیریت آنها بر درک عمیق از خطوط تولید، زنجیره تامین، فرآیندهای فنی قالب و پرس، و مدیریت منابع انسانی است، الگوئی زنده برای عبور از بحرانهای چندوجهی صنعت به شمار میرود. تسلط همزمان این سه مدیرعامل بر ابعاد عملیاتی و متغیرهای استراتژیک، سرمایهای بیبدیل را برای صنعت خودرو و ماشینافزار کشور فراهم آورده است که در صورت همافزایی، میتواند محرک پیشرانهای جدید توسعه باشد.
ضمن تشکر از پیشنهاد خوب جناب آقای مهندس محمدحسینی عزیز؛ از منظر استراتژیهای مدرن کارآفرینی، دغدغه و پیشنهاد انتقال بخشی از زنجیره قطعهسازی و صنایع پشتیبان کارخانههای تحت مدیریت این سه مدیرعامل به شهرستان میانه، نه یک گرایش احساسی و محلی، بلکه یک راهبرد کاملا علمی و توسعهای در راستای بازمهندسی ساختار لجستیک است. در ادبیات کسبوکار امروز، تمرکزگرایی شدید صنایع در کلانشهرهای سنتی، هزینههای سربار سنگین، تورم زمین و بحرانهای زیستمحیطی فراوانی را به همراه دارد؛ در حالی که مدل خوشهسازی صنعتی توزیعشده بر این باور است که انتقال خطوط تولید قطعات پرسشده، مجموعههای رادیاتور، ساخت قالبهای میانی یا فرآیندهای مونتاژ به شهرهای متوسط و استراتژیکی مانند میانه که در شاهراه مواصلاتی کشور قرار دارند، یک مزیت رقابتی پایدار خلق میکند. این رویکرد با اتکا به زیرساختهای فعال شهرکهای صنعتی منطقه و پیوند آن با شبکه دانشگاهی و نیروی کار بومی باانگیزه، هزینههای ثابت تولید را به شدت کاهش داده و به دلیل تعلق خاطر اجتماعی بالاتر، بهرهوری کل عوامل تولید را بهبود میبخشد.
با این حال، پیادهسازی این مدل توسعه منطقهای با چالشهای ساختاری جدی از جمله بروکراسی متمرکز دولتی، محدودیتهای شدید تامین مالی و مقاومتهای نهادی روبرو است. برای تبدیل این ایده به یک واقعیت ملموس اقتصادی، این سه مدیرعامل برجسته با توجه به جایگاه نافذ و وزن استراتژیک خود در شورای راهبردی خودروسازی و وزارت صنعت، معدن و تجارت، میتوانند نقشه راهی عملیاتی برای راهاندازی یک منطقه پایلوت قطعهسازی مدرن در میانه تدوین کنند. این برنامه باید مبتنی بر مدلهای نوین تامین مالی کارآفرینانه، مانند قراردادهای بلندمدت خرید تضمینی و ایجاد کنسرسیومهای مشترک میان مجموعههای تحت هدایتشان باشد تا ریسک سرمایهگذاری بخش خصوصی کوچک و متوسط را در منطقه کاهش دهد و کارگاههای کوچک محلی را به عنوان زنجیرههای اقماری به کارخانههای مادر متصل سازد.
در نهایت، پایداری و تعالی صنعت کشور در محافظت از این سنخ مدیران عملیاتی و اعطای اختیارات تام اجرایی به آنان برای شکستن ساختارهای صلب بروکراتیک است. هدایت سازمانهای تولیدی بزرگ در شرایط نوسانات کلان اقتصادی، نیازمند تخصص، شجاعت و نگاه توسعهای است که در همافزایی کنونی این سه مجمع صنعتی کاملا مشهود است. اگر این ظرفیت بیبدیل مدیریتی بتواند مدل موفقی از توسعه متوازن و تمرکززدایی صنعتی را در این خطه استعدادخیز پایهریزی کند، فراتر از یک خدمت منطقهای، الگویی ملی و الهامبخش برای بازآفرینی اقتصادی سایر مناطق کشور خلق خواهد شد؛ الگویی که در آن ثروتآفرینی ملی و مسئولیت اجتماعی شرکتها در یک نقطه به هم میرسند و حق مسلم مناطق مختلف را در برخورداری از مواهب توسعه صنعتی ایفا میکنند.


میانه خودش مهاجرفرستترین شهرایرانه.توکه میگی ادم شایسته غیربومی بره سرکار،بنظرت تواصفهان وتبریزوکرمان وبوشهروبندرعباس میذارن یک میانالی مثلتو درازمون استخدامی شرکتاوکارخانجات بزرگ مثل فولادوفراوری مس وپتروشیمی وپالایشگاه اونا،حتی پاتوبذاری چه برسدبه اینکه بانمره برابر،بومی اونجاروبذارن کناروتوروبردارن ،اینطرزفکرمزخرف همزبانی وفلان ازطرف تبریزیا فقط یک کلکه براچاپیدن تهمونده منابع شهرمون مثلا حساب بانکی فولادوبردن تبریزیابخورن،توهمون فولادبستان ابادخیلی بتوی میانالی افتخارهمزبانی بدن افتخارعملگی ساده روبهت میدن،اونوقت تبریزی ومراغه ای وشمالی ولروکوردوشرکتای غیربومی میارن فولادوسایرشرکتاوحتی پروژه های عمرانی میانه، بالاسرت باحقوقای بالابعنوان مهندس پروژه وسرپرست،اماتوشهرخودت فقط افتخارنگهبانی وعملگی ساده روتوکارخونه شهرت اونم باپارتی بهت میدن.مشخصه غیربومی هستی
من تا هفت پشت و پدر و پدربزرگانم بچه کوچه کتانی پشت بازار میانه بودند در کل دانشگاه آزاد میانه جز 10 نفری هستم که از طریق آزمون استخدامی استخدام شده ام از بین این ده نفر 2 نفر هم غیر بومی بودند. سه نفر این مدیران که در متن معرفی شده اند و در مقامات بالا هستند در محل خدمتشان غیر بومی هستند واین حرف شما را نقض می کند تبریز رو با شما موافقم ولی در تبریز هم مدیران ارشد زیادی داشتیم ولی در اصفهان و جاهای دیگه خیلی میانه ای ها رو می شناسم که غیر بومی استخدام شده اند و در مقامات بالا احتمالا آقای مهندس نائبی خیلی بیشتر از من این عزیزان رو بشناسند و معرفی نمایند در مقطعی که در تهران و خود سازمان به عنوان مامور کار می کردم خیلی میانه ایها آنجا بودند همین الان آقای دکتر اجلی همکار و دوست گرامی من سمت بالایی در دانشگاه آزاد دارند و چند همکار و هیات علمی دانشگاه که تبریزی هستند نیز سمتهای بالایی در سازمان ما دارند دکتر فرمند اگر یادتان باشد معاون پارلمانی سازمان بودند. همین الان که این متن را می نوشتم یکی از کار دانشجویهای سابقمان به نام ح ن از تبریز اومده بود و دکتری دارد در وزارت صمت در تبریز استخدام شده است. بنده دیدگاهم این است شایسته سالاری باید جایگزین پارتی بازی بشود بومی اولویت دارد من هم موافقم چرا دوست دارید کسی رو که یک دیدگاهی می دهد که خوشتون نمیاد یک برچسب بچسبانید؟

سالها قبل که در شواری عالی استانها بودم به دعوت جناب دکتر نائبی،قائم مقام وقت شرکت قالبهای صنعتی،بازدیدی از شرکت مذکور داشتم که شرکت بسیار معظم و عظیمی است تقریا قالب بدنه های کلیه خودروهای تولید داخل،اعم از ایران خودرو و سایپا و پارس خودرو و ... در این شرکت تولید و انجام می شود.و این شرکت یکی از سرمایه های بزرگ و درخشان این مملکت است.اما به نظر من بزرگتر و عظیم تر توان مدیریتی است که این مجموعه را اداره می کند.جناب دکتر محمدصادق نائبی در جایگاه مدیریت عاملی این مجموعه عظیم قطعا یکی از شایستگان توانمنداست. برایشان پیروزی،سربلندی و موفقیت آرزومندم.


سلام بر دوستان عزیز و زحمتکش سایت صدای میانه: در یک جامعه سالم و رو به رشد؛ وجود تعارض و اختلاف یکی از ارکان اصلی است. جامعهای که در آن تعارض وجود نداشته باشد مردابی است که هر قدر هم زیبا باشد، آبی راکد دارد و... . پس وجود تعارض را عامل رشد بدانید و آن را ارج نهیم.لذا از طرح سوالات چالشی و اختلافی هراسی نداشته باشید و لااقل اجازه بدید در این فضای کوچک باب گفتگو و چالش باز باشد.باور بفرمایید با تعریف و تمجیدهای هیجانی و متعصبانه مسایل به راه حل های موثر تبدیل نمی شود ولی برعکس آن منجر به افزایش کیفیت کارها و پیدا شدن راه حل های مناسب خواهد شد و همه از مزایای آن در جامعه بهره مند خواهند شد.
موافقم به شرطی که زمینه وباب گفتگو باز باشه ومحدودیت ایجاد نشه در فضای باز گفتمانی دروغ و تملق راهی ندارد وقتی دروغ و تملق وتنگ نظری نباشد وافراد در ابراز نظر منافع شخصی و صنفی و گروهی خود را دخالت ندهند و از حداقل معیارهای ازادگی و راستی برخوردار باشند امور به سامان می رسد متاسفانه در ابزار نظرها تعصبات بیجا زیاد دیده می شود ودر شهر ما برخی مسولین را بت می کنند وهر کس کمترین انتقادی می کند متهم به حسادت و تفرقه افکنی و ... می شود احراز مقام وپست ومنصب و ریاست فی نفسه اهمیتی ندارد مهم این است چه خروجی تحویل جامعه شود اتفاقا آنان که به حساب کتاب اخروی معتقد ترند پست ومقام را جایگاه سوال و بازخواست اخروی ودنیای می دانند متاسفانه افراد بیطرف وارد گفتگو نمی شوند و حاضر به پرداخت هزینه نمی شوند اگر دیده باشید اکثر منتقدین و فعالینرسانه ای هم که زمانی چالش برانگیز بودند به مسولین روابط عمومی ادارات و... تبدیل شدند و نظرات وکامنت ها هم برخی جانبدارانه است
علی علیه السلام می فرماید حق را بگویید ولو اگر بر ضرر خودتان باشد
از سوی دیگر برخی مسولین شهری هم کمتر انتقادی را برنمی تابند وسعه صدر کافی رادارند البته نظرات نباید محل عقده گشایی باشد باید مستدل و مستند و منطقی حرف زد
اگر شهروندان ومسولین به یک روش گفتگوی منصفانه و منطقی وبدون از جانبداری دست بیابند جامعه دچار التهاب و تنش بی مورد هم نمی شود حق هم گرفتنی است هم دادنی است بدون هزینه دادن جامعه به رشد و شکوفایی نائل نمی شود
واقعا مدیران سایت صدای میانه هم در حد توان و امکان نظرات را منعکس می کنند امیدواریم همچنان باب گفتگو وتعامل را باز نگه دارند و افراد صاحبنظر بدون لحاظ منافع صنفی وشخصی و گروهی مشارکت کنند در ابراز نظرات سازنده

سلام بر دوستان عزیز و زحمتکش سایت صدای میانه: در یک جامعه سالم و رو به رشد؛ وجود تعارض و اختلاف یکی از ارکان اصلی است. جامعهای که در آن تعارض وجود نداشته باشد مردابی است که هر قدر هم زیبا باشد، آبی راکد دارد و... . پس وجود تعارض را عامل رشد بدانید و آن را ارج نهیم.لذا از طرح سوالات چالشی و اختلافی هراسی نداشته باشید و لااقل اجازه بدید در این فضای کوچک باب گفتگو و چالش باز باشد.باور بفرمایید با تعریف و تمجیدهای هیجانی و متعصبانه مسایل به راه حل های موثر تبدیل نمی شود ولی برعکس آن منجر به افزایش کیفیت کارها و پیدا شدن راه حل های مناسب خواهد شد و همه از مزایای آن در جامعه بهره مند خواهند شد.

کمترین کار قطع ید است


مهم اینه که آدم شایسته باید بره سر کار چه بومی چه غیر بومی آقای مهندس نائبی زمانی که در قالبهای صنعتی ایران خودرو بودند برای طراحی وب سایت آن شرکت به اینجانب به عنوان همشهری لطف داشتند و پروژه رو به من محول کردند بنده هم با کمترین قیمت و چشمداشت پروژه رو تمام کردم پس اگر می توانستند و صلاح شرکت هم بود مطمئنا سود و محبت ایشان به میانه ایها می رسید برخی شرکتها و ادارات هستند که افراد نا لایق متاسفانه با پارتی و رانت وارد آنجا می شوند و فضای آنجا را مسموم می کنند و هم شخصی که ایشان را به اداره آورده رو زیر سوال می برند بهتر است به جای انتقاد این مدیران را الگو قرار دهیم.
میانه خودش مهاجرفرستترین شهرایرانه.توکه میگی ادم شایسته غیربومی بره سرکار،بنظرت تواصفهان وتبریزوکرمان وبوشهروبندرعباس میذارن یک میانالی مثلتو درازمون استخدامی شرکتاوکارخانجات بزرگ مثل فولادوفراوری مس وپتروشیمی وپالایشگاه اونا،حتی پاتوبذاری چه برسدبه اینکه بانمره برابر،بومی اونجاروبذارن کناروتوروبردارن ،اینطرزفکرمزخرف همزبانی وفلان ازطرف تبریزیا فقط یک کلکه براچاپیدن تهمونده منابع شهرمون مثلا حساب بانکی فولادوبردن تبریزیابخورن،توهمون فولادبستان ابادخیلی بتوی میانالی افتخارهمزبانی بدن افتخارعملگی ساده روبهت میدن،اونوقت تبریزی ومراغه ای وشمالی ولروکوردوشرکتای غیربومی میارن فولادوسایرشرکتاوحتی پروژه های عمرانی میانه، بالاسرت باحقوقای بالابعنوان مهندس پروژه وسرپرست،اماتوشهرخودت فقط افتخارنگهبانی وعملگی ساده روتوکارخونه شهرت اونم باپارتی بهت میدن.مشخصه غیربومی هستی


خود شما از مدیران موفق در نسل جدید هستید.
بزرگوارید از محبت شما بزرگوار ممنونم.

فخر سرزمین قافلان و افتخار آذربایجان انشاءالله که بتوانند برای شهرمان کارخانه ی خودرو سازی را بیاورند .


با سلام مهم اینه بپرسیم چند تا جوان میانه آیی را بردن سر کار؟!
مهم اینه که آدم شایسته باید بره سر کار چه بومی چه غیر بومی آقای مهندس نائبی زمانی که در قالبهای صنعتی ایران خودرو بودند برای طراحی وب سایت آن شرکت به اینجانب به عنوان همشهری لطف داشتند و پروژه رو به من محول کردند بنده هم با کمترین قیمت و چشمداشت پروژه رو تمام کردم پس اگر می توانستند و صلاح شرکت هم بود مطمئنا سود و محبت ایشان به میانه ایها می رسید برخی شرکتها و ادارات هستند که افراد نا لایق متاسفانه با پارتی و رانت وارد آنجا می شوند و فضای آنجا را مسموم می کنند و هم شخصی که ایشان را به اداره آورده رو زیر سوال می برند بهتر است به جای انتقاد این مدیران را الگو قرار دهیم.

انشالله موفق باشند وهمه همشهریان موفق باشند
بزرگان ومهندس وکار آفرینان میانه در تن به تن ونفربه نفر خیلی موفق هستند مخصوصا در بخش خصوصی
ولی در دستگاه دولتی ویا گروهی بنظر من حقیر نه
دوستان کاش میتوانسدند تغییرات ایجاد کنن ولی حیف وصد حیف دو تا گرو خودرویی فقط پول مردم میگیرند به قیمت بنز وبی ام و فرغون تحویل میدهند
جناب نایبیموفق باشید

خداوند بر توفیقاتشان بیفزاید ولی در کل خودروسازی ایران نه کیفیت نه بهره وری لازم را ندارد وفقط بازار داخلی بطور انحصاری مصرف کننده اش است با قیمتهای نجومی

یاشاسین میانا باعث غرور و افتخار است همشهریان در مدیریت های کلان کشور حضور داشته باشند خصوصا در مدیریت ها و کارهای کاملا تخصصی که کار هر کسی نیست.
من به عنوان یک میانه ای ترجیح می دهم یک کرد یا یک لر از طریق ازمون و با شایستگی وارد فولاد یا هر کارخانه و ارگان در شهرم شود.
تا یک میانالی با سفارش و پارتی و اشنا بازی وارد همان ارگان شود.
خب تومیانالی نیستی یادورگ میانالی باغیربومی هستی یاباهاشون فامیل شدی لابد،امااینوبدون اونابفهمن سودی براشون نداری تهمونده جیبتوخالیمیکنن ولت میکنن بپوسی،وهمین لروکوردتوروبعنوان مغول ومهاجرغیرایرانی وترک ..... میدونن وپاشون توشهرمحکم بشه بشن دوهزارتاکل فولادواداراتوتصاحب میکنن وافتخاردربانی فولادم بهت نمیدن نمونشودرشهرآستاراببین،شهرکلاترک،اکثرپرسنل ادارات رشتی وگیلکن😀😄😁